السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
37
جواهر البلاغة ( فارسى )
آزمون ( الف ) چه چيز به فصاحت واژهها در عبارتهايى كه مىآيد ، آسيب رسانده است ؟ 1 - قال النّابغة الذّبيانى : اودمية فى مرمر مرفوعة * به نيت بآجرّ يشاد بقرمد « 1 » نابغهء ذبيانى سروده است : يا پيكر [ بتى ] برافراشته شده در مرمر كه بنا گشته به وسيله آجر و برآمده با « قرمد » . در اين شعر ، واژهء « آجرّ » بدآهنگ و غير فصيح است و به همينرو در قرآن مجيد استعمال نشده است ، و به جاى آن ، از تعبير « فاوقد لى يا هامان على الطين « 2 » » استفاده شده . يعنى : اى هامان ، بر گلها آتش بيفروز ( تا آجر شود ) . 2 - و قال ابو تمام : لك هضبة الحلم الّتى لو وازنت * اجأ اذا ثقلت و كان خفيفا « 3 » و حلاوة الشيّم الّتى لو مازجت * خلق الزّمان الفدم عاد ظريفا ابو تمام گفته : تو داراى كانون شكيبى هستى كه اگر با كوه « اجأ » سنجيده شود كوه شكيب تو سنگين و كوه « اجأ » سبك بنمايد و تو را شيرينىخوهايى است كه اگر اخلاق خشن زمانه با آن بياميزد ، ظريف گردد . وصف « ظريف » براى « اخلاق زمان » نابجاست . 3 - و قال المتنبّى : يوسّطه المفاوز كلّ يوم * طلاب الطّابين لا الانتظار « 4 » و متنبّى گفته است : جستجو از جنگخواهان و در انتظار آنان نماندن ، او را هرروز به ميان بيابانها كشانده است . در اين شعر ، همزهء وصل « الانتظار » بر خلاف قاعده ، قطع شده است . يعنى خوانده مىشود و در درج كلام ، ساقط نشده است .
--> ( 1 ) . « دمية » : شكل نقاشى شده و آرايش يافتهاى است كه در آن سرخى خونرنگى باشد چنين سنگى در زيبايى ضربالمثل است . « مرمر » : سنگ معروف است . « آجر » : چيزى است كه با آن ساختمان مىسازند . « قرمد » : به فتح قاف ، چيزى است كه براى زيبايى بر آجر مىمالند . و برخى گفتهاند « قرمد » سنگ و بعضى گفتهاند : سفال پخته است . ( 2 ) . قصص ، 38 . ( 3 ) . « هضبه » : مجموعه ، كانون . « اجا » : كوهى است . « فدم » : چيز سخت و خشك . ( 4 ) . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، نوشتهء برقوتى ، ج 1 ، ص 324 .